دلتنگي هاي منو تو..
 
 
دیگه نه شلواره پاره نشونه ی فقره؛نه سکوت نشونه ی رضایت‏..ارزش ها عوض شدن‏(‏(عوضی ها‏)‏‏)باارزش‏..
 

“ ﺩﺍﺭ” ﺑﺰﻥ!
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ…
ﺗﻮ ﺭﺍ “ ﺩﻭﺭ ” ﺯﺩﻩ!
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ…
ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

رفــــیــق !!

پـیـراهــَــنـــمــ را بــــِــزטּ بـآلـــآ !!

كـــَمـــَــرَمـــ را دیـــدے ؟؟

نـــترس ، چیـزے نیــســـتـــ !!

ایــטּ هــا فــَــقــَــط جـآے خـــَـنــجــَـرَنـــد !!

مــــטּ نــفــَــهـمیــدمــ در رفـــــآقــــَـتـــ چــــﮧ شـــد ؟؟ !!

وَلــــــــﮯ ؛ تــــــو مــُــواظـــبـــــ بــــآش .. !!



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

امیدوارم

كســی كـه براش مهــــــم نیسـتید

براتــــون مهـــم نـشــــه......!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
من مسئول حرفی هستم که میزنم نه مسئول برداشت تو از اون حرف

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 





به ســـــلامتی خــــــودم

چــــراشــــو نپـــــــــرس

اشکـتـــــــــــــ درمیـــــاد

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

"تــــــــــک پـــــــــــرم" نمانــــــــــدی...!

خیالــــــــــی نیســــــت!!!

دیگــــــــری "پر پــــــــــــرت" میکنـــــد......

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

گلوی آدم را
باید گاهی بتراشند
تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود.
دلتنگی هایی که جایشان نه در دل
که در گلوی آدم است
…دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند. .

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 









خوشــبختی هایم را
با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند
بد خط بود ،
روزگــار آنها را نتوانست بخواند … !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 







از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه …. !
بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده !!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
آن قدر که از دیروز میترسم
هراس از فردا ندارم
فردا شاید بیایی …
اما …
دیروز رفتی …

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

دلتنگی ها


گاه از جنس اشک اند و گاه از جنس بغض؛


گاه سکوت می شوند وخاموش می مانند

گاه هـق هـق می شوند و می بارند...

دلتنگی من برای تو اما

جنس غریبی دارد...


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!

این نیست که با کسی دوست نباشی!

این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!

این نیست که کسی باهات حرف نزنه!

این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!

این نیست که کسی دوستت نداشته باشه!

و....

تنهایی، یه حس درونیه!

تنهایی یعنی هیچکس نمیفهمه حالت بده..



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

بعضی وقـــت ها که خیلی داغــــونی از غــــصه..



"یکی" هست که وقتی مسیج میده و مثلا یه



سلام میده، تو با همون سلامش آروم میشی



و هـــــمه غــــمهات یادت مـــــیره …



این "یکی " کسی نیســـت جـــز..



صـــــاحبـــــخونه قـــــــلبت …

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
بايد مغرور بود،

دور از دسترس

بايد مبهم بود و سرسنگيـن!

خاکـے کـه باشـے آسفالتت مـيکنند

و از رويت رد مـيشوند !



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
منم عاشق پسرونگي كردنامم...

عاشق اين دنياي مشكي...

نعره هاي خركي تو ترن شهربازي حتي وقتي آروم ميره، براي جلب توجه...

حرفاي پسرونه وفحشاي آبدار نثار تمامي افرادي كه به نوعي به يه مخاطب خاص مربوط

ميشن(ترجيحا نسبت فاميلي باشه بهتره، يعني

بيشتر ميچسبه...)

قهر با باباهه... اِ اِ ببخشيد راستي ما قهر نداريم... چون كمترين چيزي ك نصيبمون ميشه يدونه

چك سفته...

عواقب بعدي بماند...

شرمنده ما نه بلديم كلكسيون بسازيم، نه چيزي داريم كه بچينيم بغل هم وبهم بريزيم...

يه پسر دردودل نميكنه مگه با يه رفيق جون جوني...

رفاقت هم مخصوص ما پسرهاست...

شرمنده ولي خانما نميفهمن...

هر وقت دوستتون تا نگفته پول لازمم فهميديد...

هر وقت تونستيد تلخي هاش رو به روش نياريد...

هر وقت بخاطرش رفتيد دعوا و كتك خورديد...

هر وقت سر كلاس لش بازيش رو به گردن گرفتيد واخراج شديد...

هر وقت پايه بوديد...

اون موقع دوستيتون تبديل ميشه به
رفاقت...
دنياي پسرونه من اينه... زمخت، مشكي، تنها...
ولي خب من كه عاشقشم...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

بعضیا "خوب" بودنشونم . . . از "حروم زاده" بازیشونه . . . !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

بـعـضی سـخـتـی هــآ
نـه آدم را قـــــوی مـی کـنـد
نـه آب دیـــده !
فـقـطــ" فـــــــرســـــــــوده" اش مـی کـنـد . . .

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

از آدمها دلگیر نشو


نیش زدن طبیعت شونه


سال هاست که به هوای بارونی می گن: خــــــراب... !!!!



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

دست هایم را بگیرید
مواظبم باشید ،
اشکهای بی کسی ام را پاک کنید
مرهم شوید برای زخمهای این دل شکسته
نترسید از من….
به خدا قسم اینطور که میگویند ……نیست
من دیوانه نشده ام
من…فقط دنیایتان را نمی شناسم !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
دوستای گلم عکسا فوق العاده قشنگن ولی یکم مورد داره, رمز داره..



(رمزش تو چت باکس قسمت امکانات وب هست)

عکساش خییییلی قشنگن..



ادامه عکس ها در ادامه مطلب..


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
بـــرگ پـــاییــزی
راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….
وقـتی می دانـد
درختـــــــــــ…
عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

این روزها !


"هرزگی" مختص به تن فروشی نیست !!!


ربطی به جنسیت هم ندارد!...

.

.

.

ﻫﻤﯿﻦ که از اعتماد یك نفر ، سوء استفاده کنی ، هرزه ای !!


همین که راز کسی را بعد از قطع رابطه فاش کنی ، هرزه ای !!


همین که به دروغ بگی: "دوستت دارم" ، هرزه ای !!

همین که رفاقتت به خاطر پول باشد ، هرزه ای !!



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

دختر دوازده ساله پست گذاشته "خيلي سخته عشقتو ببيني كه دستاش تو دست يكي ديگه ست...."عمو فداي تو!
من همسنت بودم با قاشق پشت كمدمون رو ميكندم كه يه راهي به سرزمين نارنيا پيدا كنم!!!
بذار از پوشك بيفتي :|

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

خیلی وقت ها چیزی می نویسم فقط برای یک نفر ،

اما دلـــــــــــم میگیرد وقتی یادم می افتد


که هرکســـــــــــی ممکن است بخواند

جــــــــــز ، آن ، یــــــــــک ، نـــــــــــــفر..





 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

دوســــــــــــــــت دارم ...

یــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــکی ،

آرامــــــــــــــــــ ــــــــــــ ـــــــــــ ــــــــــــ ،

در گـــــوشت بــــــــــگوید ...

کــــــــسی اینــــــــــــــــــــــ ــــــجاست !!!

کـه گـــــــــــــاهی ،

عـــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــــــجیب

دلش تــــــــــــــ ــــــــــ ـــــــــــ ــــــنگ می شود ...



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

از هیچـــی نتـرس

فقـط از این بتــرس که وقتــــی ناراحتــم میکنـی ،

یکــی پیـدا شه که آرومـــــم کنـه !

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 


عزیـز کرده ی ِ شعرهایــم

خواستـم بگویـم " بی تو .. ...."


نفس ِ شعر بنـــد آمد !!

من که دیگــر

جـای ِ خود دارم ...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

مشاهده ی بقیه عکس ها در DAWNLOAD


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

انتظار سخت است ,

فراموش کردن هم سخت است...

اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی

به نظرت کدومش سخت تره؟؟؟


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 



ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﮐﻨﺪ…؟ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﺁﺭﺍﻡ

ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ… ؟ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍﻧﺪﺍﺭﯼ…ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﺕ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ

ﺩﻝﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ.…ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻧﻤﺎﯼِ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍﺩﺍﺭﯼ , ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ

ﺗﻨﻬﺎ.…ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﻭﺩﺵ

ﭘﻨﻬﺎﻥﻣﯿﮑﻨﯽ .…

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

فاجعه یعنی

آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام

که از تلاقی نگاهم با دیگری

احساس

خیانت می کنم!

عشق یعنی همین!!!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

مــی گــویــنــد :" خــوش بــه حــالــت !از وقــتــی کــه رفــتــه حــتــی خـــم بــه ابــرو نــیــاوردی... !

"نــمــی دانــنــدبــعــضــی دردهــآکــــ ــمــ ــر خــم مــی کــنــنــد ، نــه ابـــرو


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

منطقی حرف زدن با بعضی ها،حتی از پوشیدن دمپایی انگشتی با جوراب هم سخت تره !


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 


غمگینم

مثه مرده ای که توان تسلی دادن

به بازماندگان را ندارد


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
بآور کـטּ!

نهـ בرگیر تو شـבه اَم

و نهـ حِسّــے בارم بهـ تـــو

اصلاً مــے خوآهــے همـہ چیـــز را برگرבانم بــِہ روز اوّلـَش؟

تــــو یکــ בوست مَعمولــے شوے

و مَـטּ...
نَـہ!



مُمکـטּ اَستـــ בوبارهـِ عآشِقتــــ شَوم لـَعــنَتــے...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 



چه کوتاه است فاصله میان

بالا رفتن دست علی (ع) و بالا رفتن سر حسین (ع) ....

فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

ایســــــتــــاده ام …

بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … !

مـــن ،

همیــن جا ،

کنار قـــول هـایت ،

درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،

محـــــکم ایــستاده ام !!


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

ایـن رسـم روزگـار اسـت

کافیست کمی :

ساده باشی

دوست داشته باشی

بـبـخـشـی

تـا از رویــت رد شـونـد

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

زندگـــــی مثل پانتومیــمه ؛

حـــــرف دلتــو بزنـــــــی ، باختـــــــــی..!



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 







” هست ” را

اگر قدر ندانی

می شود

” بود ”

و

چه تلخ است

” هست ” ی

که ” بود ” شود و

” دارم ” ی که .. ” داشتم “…

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

به کسی که تنهــایت گذاشته بگو

این توبودی که باخـتی،

من کسی را ازدست دادم که دوســتم نداشت

اما توکسی را ازدست دادی که دوســتت داشت....


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

کثیف ترین چاپلوسی

زمانی است

که مردی یا زنی به خاطر

طبیعی ترین نیازش

به معصومی بگوید

دوستت دارم



 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

گاهی "سـکوت " عَلامت رضایَــت نیست ...

شایـَد کسی دارَد خَفــه میشَــود ...پُــشت سَنگینی یکــ بُغض...!


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

گـریستـــن بـه اشـک نیسـت

گـاه مـی تـوانـد ,

کشـیدنِ
سیگـاری بــاشد

کـه در فـاصلــه ی هر پـک

بـه آتـش اش خـیره مـی مـانـی ...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 


دَرد دارد کـ ه جـدا شــوﮮ از خــودت

و َبــازگــردﮮ

بـ ه اویـــی کــ ه مــرده اســت در تــــو!!!!!


 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

توی زندگیت هرچــــی میخوای باش!!

فقط نفر سوم خلوت های 2 نفره نباش ...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

همیشه که نباید لب انسانها قرمز باشه


بعضی وقتها از غصه کبود کبود میشن!!!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
پــایــیــز کــه بــاشــد . . .

غـروب ِ جمـعـه هم کـه بـاشـد . . .

دلـتــنـگ هـم کـه بـاشـی . . .

و یـک آهــ ــــــ کـه تــو را از درون مـی ســوزانـــد . . .

چـنــد لـحـظـه سـکـوت...

بـه یــاد ِ تــمـوم ِ آرزوهــای ِ بــربــاد رفــتــه . . .




 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 

بـرای آدمـا بـایـد


مـثـل قـسـمـت ســـــرد بـالـش بـاشـی!

آدمـا سـرد بـاشـی دوسـتت دارن...

گــــرم بـاشـی مـیـگـیـرن مـی پـیچـونـنـت...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
آقا به اين دخترا ديگه تيكه هم نميشه انداخت!


امروز به يكيشون دوستم  گفت: خانوم خوشگله یه بوس میدی؟



گفت : از لَب يا لُپ؟


هیچی ديگه! سرمونو انداختیم پايين به راهمون ادامه دادیم!


ترسیدیم بمونیم؛یهو بهمون تجاوز بکنه ..!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 


چقدر پدال دوچرخه دو نفره ی دوستیمون سفت شده..
حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده...
شاید هم دیگه تو رکاب نمی زنی!!!

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط امير حسين جعفریانی  | 
  بالا